تبليغاتX
یک قطره عشق

یک قطره عشق

من در این فاصله های بسیار بس به دنبال خودم میگردم ...
دلم گرفته است

دلم گرفته است.......از آسمان......از زمين.......از باران

 

هميشگي پشت پنجره.....از خيابان هاي پي در پي و

 

بي انتها.....از مردمان دل سنگ....آري دلم گرفته است.....از

 

اين غروب بي پايان......دلم گرفته است.....دلم گرفته است....

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه 16 مهر1385ساعت17:56توسط المیرا |
چشم هایش
دختر به پسر گفت : هميشه پيشم مي موني ، پسر گفت : آره ، دختر گفت حتي اگر بدوني که چشمم کوره ، پسر بازم گفت آره . بعد پسر به دختر گفت : اگر روزي چشمانت خوب بشه و بتوني ببيني تو پيش من مي موني ، دختر گفت بدون ترديد مطمئن باش ، به دختر خبر دادن که دو تا چشم براي پيوند زدن آمادست ، پيوند انجام شد دختر توانست ببيند . روز قرار با پسر ، دختر ديد که پسر کور است . پسر گفت حالا پيشم مي موني دختر گفت نه . پسر گفت : متاسفم . تو با اين چشم هاي آريه اي که هديه اي است از من............

 

 

 

+نوشته شده در جمعه 7 مهر1385ساعت20:55توسط المیرا |
برسر عشق

بازمرا حکم وجزا می کنند

برسر عشق توفنا می کنند

سرز گریبان تنم می برند

تهمت یک بوسه چرامی کنند؟

بوسه مگرجرم وخطا می شود؟

ناخردان بین که خطامی کنند

برسر یک گفته ی عشق ازدلم

نطفه ی عشقم چه فنا می کنند

برسر معشوق همی دانمی

جان به کفان جان به فدامی کنند

بردلشان غیرت خوکی صفت

برمن غمدیده جفا می کنند

آه خدا باز چه تنها شدم

دل سیهان بین که صدامی کنند

سنگ بزن سنگ بزن فتنه را

چون طلب فتنه زما می کنند

هرچه سخن رفته زدل بودوبس

دل سیهان سیهه به پا می کنند

بی هنران...عشق درین سینه است

برسر این سینه چه هامی کنند...

دخترعاشق چوبه دوران رسد

ناخردان شر به هوا می کنند

چشم سفیدم...چه غم ازعاشقی

عشق مرا چون به فنا می کنند

دردمن اینست:چودم می زنم...

زنده به گورم به خدامی کنند

جرم من اینست که عاشق شدم

مرده دلان بین که چه هامی کنند

 

+نوشته شده در چهارشنبه 5 مهر1385ساعت23:48توسط المیرا |
دویدم اما نرسیدم
دويدم دويدم

 

آنقدر دويدم كه حالا دگر نفسي برايم نيست.

 

آري من يك عمر به دنبال كسي مي دويدم كه هيچ گاه او مال من نبود.

 

من به دنبال كسي مي دويدم كه نورش بر من نمي تابيد.

 

هنوز دلم پيش اوست....مي خواهم بروم.

 

اما افسوس افسوس كه دگر پاهايم ناي رفتن ندارند.

 

آري من دويدم اما هرگز نرسيدم! هرگز......

 

+نوشته شده در شنبه 1 مهر1385ساعت14:36توسط المیرا |