تبليغاتX
یک قطره عشق

یک قطره عشق

من در این فاصله های بسیار بس به دنبال خودم میگردم ...
....... تو هیچ نمیدانی
می دانی سکوتم از کجا آغاز شد ؟؟

می دانی ؟؟

از آن زمان که دلم در گذره جاده ها گم شد

از آن زمان که پرواز دگر خاطره ای بیش نبود

از آن زمان که خدا هم مرا از یاد برد

از آن زمان که دگر پنجره ها قفسی سرد شدند

از آن زمان که مرگ غمخوارم شد

 و از آن زمان که درد طوفان می ساخت

نه.......... تو چه می دانی

تو چه می دانی

وقتی گل سرخ پرپر شد

درد چگونه به او می خندید

تو چه می دانی

وقتی آسمان لبریز شد

پر پرواز گشودن چه سخت بود

 تو چه می دانی

راز آن گل سرخ

در تو خلاصه می شد

 تو چه می دانی

که تمام آرزوها

در پس آن مردمک چشم تو پنهان شده بود

تو چه می دانی

آن همه راز و نیاز در دل شب

همه از بهر تو بود

تو چه میدانی

.......... تو چه میدانی

 

 

 

 نویسنده : المیرا

 

+نوشته شده در پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت1:4توسط المیرا |
به او بگویید دوستش دارم

 

 

به او بگویید دوستش دارم، به او که تنش بوی گلهای سرخ را میدهد، به او که با جادوی کلامش زیباترین لغات را شناختم، به او که لحن صدایش دلپذیرترین آهنگ است، به او که نگاهش به گرمییه آفتاب و لبانش به سرخیه شقایق ودلش به زلالییه باران است، به او که برای من مینویسد، مینویسد از باران، از شبنم، از گرمای عشق...........

به او بگویید دوستش دارم ، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده، به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نورو شعرو ترانه برد، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد

به او بگویید دوستش دارم، به او که صدای پایش را میشنوم، به او که لحن کلامش را میشناسم ، به او که عمق نگاهش را میفهمم، به او که.............

به او بگویید دوستش دارم، به او که گل همیشه بهاراست، به او که قشنگترین بهانه برای بودن است وبه او که عشق جاودانه من است ..........

 

 

 


+نوشته شده در جمعه 19 مرداد1386ساعت3:27توسط المیرا |
باورم نیست.....
باورم نیست که در ذهنت نمی گنجم من

باورم نیست که در فکرت نمی مانم من

****

باورم نیست که تو  پر بگشایی بروی

باورم نیست که تو دل به سیاهی بدهی

****

باورم نیست بروی در ته پستوی خیال

باورم نیست گم شوی در انبوه زوال

****

باورم نیست ابن همه ظلم و ستم ز سوی توست

باورم نیست دل از عشق تو باید بشست

****

باورم نیست که تو بر دیگری خواهی رفت

باورم نیست که باره خاطره خواهی بست

****

باورم نیست تو دگر باز آیی

...... باورم نیست امّا

                                            به خدا می آیی

                 به خدا می آیی

 

 

 

شاعر : المیرا

+نوشته شده در چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت16:54توسط المیرا |