![]() |
![]() |
|
| من در این فاصله های بسیار بس به دنبال خودم میگردم ... |
|
نوشته های پیشین
|
|
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
کاش می دانستی دنیا با همه وسعتش بی تو جایی برای ماندن ندارد .
اشک چشمانم هر شب سراغت را از کویر گونه هایم می گیرند. ای که دیدگانم از دل تنهایی تو الفبای اشک ریختن را آموخته اند و لحظه های گریان با کوچ تو روان گشته اند...... چرا از کوچه دلتنگی هایم گذر نمی کنی و برای چشمان مانده به راهم دستی تکان نمی دهی؟ ×/×/×/×/×/×/×/×/×/×/ كوچه آواز رفتن نيست فانوس رفاقت روشن نيست نترس از هجوم حضورم چيزي جز تنهايي با من نيست ...... ×/×/×/×/×/×/×/×/×/×/ گفتمش بي تو چه ميبايد کرد ؟ عکس رخساره ي ماهش را داد .. گفتمش همدم شبهايم کو ؟ تاري اززلف سياهش راداد .. وقت رفتن همه روميبوسيد به من ازدور نگاهش راداد .. يادگاري به همه داد و به من... انتظار سرراهش را داد.... ×/×/×/×/×/×/×/×/×/×/ تمامی متن ها و شعرها از گفته های خودم هستند. چنانچه مطلب یا شعری متعلق به من نباشد ذکر خواهد شد !!! کتاب شعرم به زودی منتشر می شود ! المیرا / 19 / آلمان |
|
RSS
|